کتاب 1 1 1 و 1 نویسنده: امین مألوف ترجمه: ماه منیر مینوی
مانی پیامبری که به یکباره دینش از کره زمین پاک شد گویی که انگار هیچ وقت وجود نداشته است.
اگر می خواهید درباره آیین مانویت و مانی اطلاعاتی کامل کسب کنید بهترین گزینه این کتاب است که کامل و جامع درباره مانویت از همه ابعاد صحبت کرده است. خلاصه ای از کتاب را تقدیم شما می کنم.
بسیاری از پژوهشگران مانی را به عنوان پیامبر می شناسند. مانی یک شاعر،نقاش،خطاط،پیامبر و یک هنرمند چیره دست بود. مانی علاقه زیادی به جامعه داشت و برای همه مخلوقات ارزش و احترام می گذاشت. حتی برخی صاحب نظران آیین مانویت را به آیین روشنی می شناسند. مانی در آغاز سده ی سوم میلادی در 14 آوریل 216 میلادی در بابل در دهکده ای به نام ماردینو به دنیا آمد و برخی معتقند که او کورد بوده است. حتی احتمالا فلسفه مانی نوی در زبان کردی این است که کارت مانند مانی بی ثمر واقع نشود هر چند که کسانی بر این عقیده نیستند.دکتر ژاله آموزگار استاد زبان های باستانی ایران می گوید ریشه اسم مانی آرامی است. مانی پیامبر: من از سرزمین بابل برخواستم تا ندای دعوت خود را به همه جا بپراکنم. پدر مانی فردی بود به نام پاتیک که اطلاتاً اهل همدان بود و مادرش مریم نام داشت که ظاهراً اطالتش اشکانی بوده است. پاتیک به آیین مغتسله ایمان داشت( یکی از انشعابات دین مسیحیت) طبق باور این دین مردم تن خود را می شستند و لباس سفید برتن می کردند. مانی تحت آموزه های فرقه مغتسله نزد پدرش آموزش یافت. مانی تا سن 12 سالگی نزد پدر بود و احساس می کرد که الهام غیبی دریافت می کرد. مانی آن الهام غیبی را توم می نامید. در کتاب الفهرست ابن ندیم به توم اشاره می کند که: این جماعت را فراموش کن، تو از آنان نیستی وظیفه ی تو راهنمایی به اصول اخلاقی و پرهیز از شهوات و مسائل دنیایی است اما چون تو هنوز نوجوانی زمان آن نرسیده است که آشکارا قیام کنی. از آن پس مانی شروع به خواندن متون مذهبی از مسیحیت و یهودیت و زردشتی کرد. همچنین بودایی و بعد از مدتی شروع به مقایسه آنها کرد. در سن 24 سالگی توم دوباره به شراغ او آمد و به او گفت زمان قیام است. مانی ترویج دینش را از خانوداه خود آغاز کردو موفقیت آمیز بود. او دین مغتسله را نقد کرد و به بزرگانش گفت آن پاکیزگی که عیسی به آن اشاره می کند هیچ ارتباطی به جسم ندارد و منظور او روح و روان است. مانی یک سخنور حرفه ای بود و به بابل رفت و شروع به سخنرانی های آتشینش کرد. او همه را جذب خود می کرد و تعداد پیروانش روز به روز بیشتر می شد. مانی با کشتی یکی از پیروانش به منطقه هندیجان رفت. در منطقه ی هندیجان هندی های بسیاری حضور داشتند. مانی مدتی در بلوچستان بود و با هندی ها ارتباط برقرار کرد و با آیین بودایی آشنا شد. دین مانویت از خیلی جهات شباهت به بودایی دارد که برگرفته از همان زمان است. به عنوان مثال نیروانایی که او از آن سخن می گوید همان نیروانایی است که بودا درباره آن صحبت می کند. سپس مانی به سوی ولایت فارس رفت و با شخصی به نام پیروز آشنا شد( برادر پادشاه ساسانی شاپور شاه) پیروز برنامه ای به راه انداخت تا ملاقاتی با شاپور شاه کندو در 20 مارس سال 242 میلادی روز تاجگذاری شاپور یکم مانی وارد قصر شد و با شاه دیدار کرد. در همان نظر اول شاپور به مانی علاقه مند شد و شاپور به طور کامل از مانی و مانویت حمایت کرد. او به دو دلیل از او حمابت کرد: 1= برخلاف پدرش فردی مذهبی نبود به همین دلیل از مانی حمایت کرد 2= شاپور فرد جهانگشایی بود و می خواست قلمروی بوداییان و مسیحیان را نیز به قلمرو خود اضافه کند. طبق نوشته های مانی به زبان قطبی مانی سالیان دراز تحت حمایت شاپور بود و حتی در جنگ ادسا در خلال شکست والرین نزد شاپور حضور داشت. بعد از مدتی مانی شروع به نوشتن کتابی به نام شاپورگان کرد و تقدیم به پادشاه کرد. تنها بخش هایی تکه تکه از آن در قرن 19 بیابان تورفان چین در زیر شن های کویر پیدا شد. خانم نوشین عمرانی این کتاب را در ایران بهن چاپ رسانده است. مانی سپس به سوی سمرقند و بخارا رفت و بعد هم به سوی تورفن چین. در سال 273 میلادی شاپور از دنیا رفت. بعد از شاپور پسر بزرگش هرمز به حکومت رسید و او نیز با مانی رابطه خوبی داشت اما فقظ یک سال حکومت کرد. دیگر دوران طلایی مانی تمام شده بود. بعد از هرمز برادرش بهرام یکم به قدرت رسید که ضد مانی بود. در دربار ساسانیان یک موبد وجود داشت به نام کرتیر که او دشمن مانی بود. مانی قصد داشت برای اشاعه دین خودش به خراسان بزرگ برود اما توسط بهرام شاه بازداشت شد و به تیفسون که او قرار داشت منتقل شد. تحت دادگاهی نمایشی حکم اعدام او صادر شد و تحت توطئه ی کرتیر بعد از 26 روز در سیاه چاله در سن 60 سالگی اعدام شد. آرتور کریستین سن دانمارکی می گوید: مانی را زنده زنده پوست کندن و پوست او را پر از کاه کردند و به یکی از دروازه های جندی شاپور آویختند که از آن پس به دروازه ی مانی مشهور شد و حتی بهرام شاه جنازه او را به پیروانش تحویل نداد و پیروان او همان دروازه را معبدگاه او کردند. پس از 25 سال بعد از فوت وی سرعت رشد دینش بسیار زیاد شد. دین او به نواحی مختلفی از جلمله شام، مصز، شمال آفریقا، اسپانیا و فرانسهو ترکستان چین رفت. به اعتقادات مانویت اشاره نمی کنم اما فقظ این را بدانید که چیزی که ابعث شد مانویت به سرعت رشد کند این بود که مانی همه دین ها را بررسی می کرد و چیزهای خوب آنها را جدا و به دین خود اضافه می کرد. ما تا پایان قرن 19 در قلب اروپا یعنی اتریش مانوی داشتیم. یکی از افرادی که باعث شد مانویت از اروپا نماند و مانویان را قتل عام کرد آگوستین مقدس بود که در 13 جلد کتاب تحت عنوان اعترافات سنت آگوستبن بر ضد مانویت نوشت. امروزه بیشتر آثار مربط به مانویان در برلین و در دانسگاه کلن آلمان موجود است. تا به امروز ما 2000 آثار مربوط به مانویان داریم.
هر چند که ما می توانیم از مانی و مانویت انتقاد های شدیدی کینم ما در این مقاله هدف ما این نیست و انشالله در مقاله ای به این موضوع می پردازیم که آیا به راستی مانی ک پیامبر بود؟ یا یک پیامبر دروغین.
ابو ریحان بیرونی در کتاب خود آثار الباقیه مانی را در گروه پیامبران دروغین قرار می دهد.

برچسب:
نویسنده: کسری بهرامی